سلام
گفته بودید از عشق بگویم، سراغ طبیب ناتوانی آمدید که درد خود را نمی داند چه رسد به اینکه درد دگران دوا کند
اما لحظه ای درنگ کن آدرس طبیبانی را بدهم که عشق در برابر آنها زانو زده است؛ کسانی که در کنج تحجر و
محراب ریا به دنبال عشق نگشتند بلکه جان را برای رسیدن به معشوق در کف دست نهادند، کسانی که
حافظ و مولانا را یارای وصف آنان نیست، عاشقانی که زیبا معشوق را به آغوش گرفتند و به قول آن پیر سفر
کرده در قهقه مستانه شان ( از وصل یار) عند ربهم یرزقونند.
آدرس عشق را از من بیچاره سراغ می گیری؟ برو که راه را اشتباه امده ای ... دوست من اگر وقت کردی کتاب
خاطرات سرداران شهید را تورقی کن گم کرده تو در آنهاست پیشنهاد من هم این است از بابایی و چمران آغاز
کن.
اگر آدرس کوچه معشوقه را یافتی ما را هم بی نصیب مگذار.
خداوندا ما را قدردان خون همیشه گرم شهدا قرار ده. آمین
یا علی
+ درد دلهای یک پسر غریبه در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
23:22 |